چرا از مرگ مي ترسيد ؟ | ||||
ای ایمنی بخش ترین
چرا از مرگ مي ترسيد ؟ امیرالمومنین: خوضوا غمرات الموت الی الحق در دریای مرگ شنا کنید تا به ساحل نجات برسید | ||||
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 23:7 توسط بهرنگ | | ||||
قاصدک، هان... ولی،راستی آیا رفتی با باد؟!... | ||||
ای تنها زنده کننده
آیینه بود آب از بیکران دریا ، خورشید می دمید. زیبا ی من شکوه شکفتن را در آسمان و آینه می دید. اینک: سه آفتاب! | ||||
نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387 22:58 توسط بهرنگ | | ||||
...::: فزت و رب الکعبه :::... | ||||
ای عاشق ترین
براستیکه ما آن را در شب قدر نازل کردیم و چه دانایت نمود که شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است! در آن فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان برای هر امری فرود آیند آن تا طلوع صبح، سلام است.
خدایا، یتیمان کوفه امشب همچنان منتظرند...
نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب علی (ع) را بخوان که جلوه گر شگفتیهاست او را در سختیها یاور خودت می یابی لی اِلیَ اللهِ حاجَتی وَعَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَرَمَیتَ مُنقَضی فی ظِللّ اللهِ وَیُضِلل اللهُ مرا بسوی الله نیازی است و تکیه گاه من خداست هر امری را که انجام دادم و هر کاری را که کردم در سایه خدا منقضی شد و الله بر من سایه انداخت لی اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍ وَغَمًّ سَیَنجَلی ای الله ترا میخوانم تا همه گرفتاریها و ناراحتیهای من بزودی از بین برود بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یامُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ (و گواهی میدهم) به بزرگواریت ای الله به پیامبریت ای محمد به ولایتت ای علی ای علی ای علی... | ||||
نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 16:4 توسط بهرنگ | | ||||
گفتار نیک پیامبر عشق درباره "روزه" | ||||
ای آفریننده کلمه خدا و روح خدا
انجیل راستین برنابا (( فصل ۱۰۶ )) (۱) پس چون یسوع از نماز صبح فارغ شد زیر درخت خرمایی نشست و شاگردان در آنجا نزدیک او آمدند (۲) آنوقت یسوع فرمود سوگند بزندگی خداییکه نفس من در حضور او می ایستد که همانا بسیاری درباره زندگانی ما فریب خورده اند (۳) زیراکه نفس و حس باهم مرتبطند ارتباط محکمی حتی اینکه اکثر مردم ثابت میکنند که نفس و حس همانا که یک چیزند و به عمل میان آنها فرق میگذارند نه به جوهر و آنرا نفس حس کننده و نباتی و عقلی مینامنند (۴) و لیکن بشما راستی میگویم که نفس همانا چیزی است زنده فکرکننده (۵) چه بسیار سخت است غباوت ایشان پس کجا می یابند نفس عقلیه را بدون حیات (۶) هرگز نخواهند یافت اورا (۷) و لیکن آسان است وجود زندگی بدون حس چنانچه دیده میشود در کسیکه در غیبتی افتاده باشد وقتیکه از او حس مفارقت نماید (۸) تداوس در جواب گفت ای معلم هرگاه حس از زندگی مفارقت نماید پس انسان را حیاتی نخواهد بود (۹) یسوع درجواب فرمود این درست نیست زیراکه انسان وقتی حیات را فاقد میشود که نقس از او مفارقت کند زیرا که نفس به جسد برنمیگردد مگر به معجزه! (۱۰) ولیکن حس بواسطه خوفی که او را عارض میشود یا بسبب اندوه سختی که عارض نفس گردد میرود (۱۱) زیراکه خدا حس را برای لذت آفریده و زندگی نمیکند مگر به آن چنانچه جسد به طعام زندگی میکند و نفس یه علم و محبت زندگی میکند (۱۲) پس آن (حس) مخالفت دارد با نفس بسبب خشمیکه عارض ان میشود برای حرمان آن از لذت بهشت بسبب گناه (۱۳) پس واجب است وجوب شدیدتر و موکدتر بر کسیکه نمیخواهد پرورش آنرا به لذت جسدیه که آنرا به لذت روحانی پرورش کند (۱۴) آیا میفهمید؟ (۱۵) بشما راست میگویم هماناکه چون خدا حس را آفرید حکم فرمود بر او به دوزخ و برف و یخ که تاب آنها آورده نمیشود (۱۶) زیرا او گفت که همانا خودش خداست (۱۷) ولیکن چون اورا از تغذیه محروم فرمود و طعام وی رااز وی گرفت اقرار نمود که او آفریده خدا و ساخته اوست (۱۸) واکنون بمن بگویید که حس در فجار چگونه عمل میکند (۱۹) راستیکه همانا ان برای ایشان به منزله خداست زیرا که ایشان پیروی حس نموده از عقل و از شریعت خدا اعراض مینمایند (۲۰) پس مکروه میشوند و کار نیکو نمیکنند (( فصل ۱۰۷ )) (۱) همچنین پس اول چیزی که بعد از اندوه بر گناه صورت میبندد روزه است (۲) زیرا کسیکه میبیند که نوعی از طعام او را بیمار نمود حتی اینکه از مرگ ترسید همینکه اراده نمود بر خوردن آن از آن اعراض مینماید تا دیگر بیمار نشود (۳) پس چنین بر گناهکار واجب است که بکند (۴) هر وقتیکه دید لذت وامیدارد او را که به خدا آفریدگار خود گناه کند بسبب پیروی نمودن حس در خوشیهای جهان پس باید محزون شود که چنین کاری کرده است (۵) زیرا که آن او را از خدا در حیاتش محروم می دارد و میدهد او را مرگ دوزخ جاوید (۶) و لیکن انسان تا وقتیکه زنده است و محتاج به تناول این لذایذ جهان است واجب است اینجا بر او روزه داشتن (۷) پس در اینصورت باید درصدد میراندن حس براید و اینکه خدا را بزرگ خود بشناسد (۸) و هروقتیکه ببیند که حس دشمن میدارد روزه گرفتن را پس در قبال خود حال دوزخ را بدارد آنجاییکه مطلقا هیچ لذتی نیست بلکه افتادن در اندوه بینهایت است (۹) در قبال خود خوشحالیهای بهشت بزرگ را بگذارد آنجاییکه یک حبه از لذتهای بهشت بزرگتر است از لذتهای جهان بتمامه (۱۰) پس به این آسان میشود آرامشش (۱۱) زیرا که قناعت نمودن به کم برای به دست آوردن بسیار همانا بهتراست از رها نمودن عنان در بهره وری از هرچیز و اقامت در عذاب (۱۲) وبرشما باد که یاد کنید توانگر صاحب ولیمه ها را تا نیکو روزه بگیرید (۱۳) زیرا هرکه خواست اینجا (در زمین) هر روز به نعمت باشد محروم است تا ابد از یکقطره اب ولی وقتیکه چون لعازر قناعت به پاره نان نمود در اینجا (بر زمین)تا ابددر میان لذتهای بهشت زندگی خواهد کرد (۱۴) ولیکن باید که توبه کننده بیدار باشد (۱۵) زیرا شیطان میخواهد هر کار نیکو را باطل کند و خصوصا عمل توبه کننده را بیشتر از غیر آن (۱۶) زیرا که تایب نافرمانی او نموده و برگشته و دشمن سرسخت او شده بعد از آنکه بنده امین او بوده (۱۷) پس ازاینرو شیطان میخواهد که او را وادارد بر روزه نگرفتن در حالی از احوال به شبهه مرض پس هرگاه این کارگر نشد وامیدارد او را بر زیاد روزه گرفتن تا اورا بیماری عارض شود و بعد از آن زندگانی کند به نعمت (۱۸) و چون در اینباره هم به مقصود نرسید میخواهد که وادارد او را بر اینکه حصر کند روزه گرفتن او را بر ترک طعام جسدی تا اینکه مانند او شود که چیزی نخورد ولی گناه بورزد علی الدوام (۱۹) به زندگی خداوندسوگند که همانا مبغوض است مرد اگر جسد را از طعام محروم بدارد و نفس را از تکبر پر نماید و حال آنکه حقیر شمارد کسانیراکه روزه نمیگیرند و خود را از ایشان برتر بداند (۲۰) به من بگویید آیا بیمار بر پرهیزی که آنرا بر او طبیب واجب نموده مفاخرت میکند و کسانیراکه بر پرهیزانه اکتفا نمیکنند دیوانگان میخواند؟ (۲۱) نه البته! (۲۲) بلکه محزون میشود به جهت آن مرض که به سبب آن مضطر شده که اقتصار بر پرهیزانه کند (۲۳) همانا که من بشما میگویم که شایسته نیست که توبه کننده به روزه گرفتنش مفاخرت کند و کسانیراکه روزه نمیگیرند حقیر شمارد (۲۴) بلکه واجب است که محزون شود بر گناهیکه بواسطه آن روزه میگیرد (۲۵) و شایسته نیست بر توبه کننده اینکه طعام خوشگوار تناول کند بلکه اکتفا نماید بر طعام ناگوار (۲۶) مگر انسان طعام خوشگوار را به سگی که دندان میگیرد و به اسبی که لگد میزند میدهد؟ (۲۷) نه البته! بلکه امر بعکس است (۲۸) ودر این باید کفایت باشد شما را درباره روزه گرفتن | ||||
نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 16:44 توسط بهرنگ | | ||||
هیچ شمشیری نیست جز ذوالفقار... | ||||
| ای نیرودهنده یاور دینت
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ۵:۵۵ ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آوردهاند همان كسانى كه نماز برپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سایه هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا به جز از علی که آرد پسری ابولعجائب که علم کند به عالم شهدای کربلا را چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان چو علی که می تواند که به سر برد وفا را نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را به دوچشم خونفشانم هله ای نسیم رحمت که زکوی او غباری به من آر توتیا را به امید آن که شاید برسد به خاک پایت چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را چو تویی فضای گردان به دعای مستمندان که زجان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چو نای هر دم زنوای شوق او دم که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را : «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد آشنا را » زنوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا
... آهنگ زیر تقدیم به روح بزرگوار علی ... اگر الله بخواهد وجود مبارکش سرمشق زندگی ما باشد: | ||||
نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387 23:37 توسط بهرنگ | | ||||
آگاه باشید که کمک صاحبتان به زودی زود فرا میرسد... | ||||
ای صابرترین
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ ۲:۲۱۴ آيا پنداشتيد كه داخل بهشت مىشويد و حال آنكه هنوز مانند آنچه بر پيشينيان شما آمد بر شما نيامده است آنان دچار سختى و زيان شدند و به تكان درآمدند تا جايى كه پيامبر و كسانى كه با وى ايمان آورده بودند گفتند پيروزى خدا كى خواهد بود آگاه باشید كه پيروزى خدا نزديك است
راه بهشت آسمان از جهنم زمین میگذرد. | ||||
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 22:54 توسط بهرنگ | | ||||
خدا از بس که پیداست ، ناپیداست!... | ||||
ای دلیل بودن
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ سوره ق آیه ۱۶ و ما انسان را آفريدهايم و مىدانيم كه نفس او چه وسوسهاى به او مىكند و ما از شاهرگ به او نزديكتريم
کلام یاور دین : من عرف نفسه فقد عرف ربه تا تنها ترین تنها نشویم تنها ترین تنها را در نمی یابیم | ||||
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 20:48 توسط بهرنگ | | ||||









